از آمریکا، ‌‌‌‌‌با موشک هوا به هوا! داستان ورود قدرتمند ترین رهگیر جهان به ایران

برای پنج دهه، در ایران اف-۱۴ ها فقط بهتر و بهتر می شوند و برای دفاع ملی ایران بیشتر و بیشتر مهم می شوند.

مقاله ای از نشنال اینترست

تامکت ها پرچمدار تلاش ایران برای رهگیری پهپادها هستند. از ابتدای سال ۲۰۰۵، نیروی هوایی ایران یک اسکادران از اف-۱۴ را در بوشهر مستقر کرد، محل قرارگیری اولین رآکتور اتمی ایران. این اسکادران سرانجام منحل شد هنگامی که تامکت هایش نیازمند تعمیر شدند، اما سایر اسکادران های اف-۱۴ مراقبت از بوشهر و دو سایت دیگر را ادامه دادند. همانطور که ایالات متحده در تلاش برای جمع آوری اطلاعات درباره برنامه هسته ای ایران، تجسس از تاسیسات ایران را ادامه داد.

در ۹ آوریل ۱۹۷۲، عراق و شوروی یک توافق تاریخی را امضا کردند. شوروی مامور شد تا جمهوری عراق را به آخرین سلاح ها تجهیز کند. در ازای ارسال تفنگ، تانک و جنگنده های جت به بغداد، مسکو تنها یک چیز می خواست: اعمال نفوذ…در منطقه ای که بیشتر نفت قابل دسترس جهان را در اختیار دارد.

در همسایه عراق، خبر اتحاد این کشور با شوروی مانند یک بمب منفجر شد. کشوری عمیقا آریایی و عمدتا شیعه… “ایران” یک رقیب دو آتشه برای کشور از اساس عرب و سنی عراق بود ( و هست). کشوری که در دهه ۱۹۷۰ توانست سیاست های خود را غالب کند.

در تهران، شاه به عنوان اقدامی متقابل تصمیمی ضربتی اتخاذ کرد. ابتدا در اقدامی ناامید کننده و خونین او ارتشی از پلیس مخفی را قرارداد تا مخالفت داخلی را سرکوب کند. و سپس او به ایالات متحده روی آورد.

شاه به دنبال اسلجه بود. و نه هر اسلحه ای. به عنوان یک خلبان نظامی سابق، شاه به دنبال آخرین و برترین جنگنده های آمریکایی بود. که به وسیله آن نیروی هوایی ایران بایستی بر خلیج فارس مسلط می شد و حتی در مکان های دور مانند اقیانوس هند به گشت زنی می پرداخت.

اشتیاق شاه ایران برای هواپیماها شناخته شده بود:

او هرچیزی را که پرواز کند می خرد.

نقل قول از یک مقام آمریکایی. اما محمدرضا پهلوی به طور ویژه خواهان به کارگیری جنگنده ای بود که به مقدار کافی سریع باشد و سلاح آن به حدی دور برد باشد که بتواند با جنگنده شناسایی میگ-۲۵ شوروی مقابله کند. جنگنده ای که در ارتفاع ۶۰،۰۰۰ پایی و با سرعت ۳ ماخ بر فراز ایران پرواز می‌کرد.

دولت ریچارد نیکسون بسیار مشتاق بود تا خواسته های شاه را بر آورده کند. در ازای آن آمریکا از کمک ایران برای مقابله با شوروی در حال ترقی استفاده کرد. نیکسون و مشاور امنیت ملی او هنری کیسینجر در می ۱۹۷۲ به تهران آمدند (و بی درنگ به شاه یک “چک سفید” را هدیه دادند. هر اسلحه ای که شاه می خواست و می‌توانست پول آن را پرداخت کند،از آن او بود.) بدون توجه به ملاحظات پنتاگون و سخت گیری های وزارت امور خارجه آمریکا.

به همین دلیل، از میانه دهه ۱۹۷۰، ایران در کنار آمریکا تبدیل به تنها کشوری شد که قوی ترین جنگنده رهگیر جهان را به خدمت گرفت.(گرومن اف-۱۴ تامکت – Grumman F-14 Tomcat جنگنده ناو نشینی با بال متحرک است که رادار پیشرفته و موشک های دوربرد AIM-54’فونیکس’ را حمل می کند)

چندان بی راه نیست اگر بگوییم سیاست گذاران آمریکایی از دادن اف-۱۴ ها به ایران به سرعت پشیمان شدند. در فوریه ۱۹۷۹ اسلام گرایان علیه حکومت پلیسی شاه برخاستند، ۵۲ نفر آمریکایی در سفارت آمریکا در تهران گروگان گرفته شدند و آیت الله خمینی به ایران بازگشت. انقلاب اسلامی، ایران را از یک متحد آمریکا به یکی از سخت ترین دشمنان آمریکا تبدیل کرد.

دشمنی که مالک ۷۹ فروند از مخوف ترین رهگیر جهان بود.

برای پنج دهه آینده، ایالات متحده ایالات متحده هر چیز که در توانش بود انجام داد (به غیر از جنگ) تا تامکت های ایران را زمینگیر کند. اما آمریکایی ها شکست خوردند.  به واسطه ابتکار در مهندسی، ایران اف-۱۴ هایش راعملیاتی نگه داشته است(و حتی آن ها را بهبود داده) . این جنگنده های بال متحرک در چندین نبرد شرکت کرده اند و حتی گاهی اوقات با هواگردهای آمریکایی رودررو شده‌اند.

امروز، حدود ۴۰ فروند اف-۱۴ باقی مانده ایران از برترین جنگنده های خاورمیانه هستند و از زمانی که نیروی دریایی آمریکا آخرین تامکت هایش را در ۲۰۰۶ بازنشسته کرد، تامکت های ایران تنها تامکت های فعال در جهان هستند.

اف-۱۴، محصول یک شکست بود. در دهه ۱۹۶۰ پنتاگون امیدوار بود که بتواند هزاران جنگنده نیروی هوایی و هواپیمایی نیروی دریایی ایالات متحده را با یک طرح واحد که همزمان توان حمله زمینی و نبرد هوا به هوا داشته باشد جایگزین کند. نتیجه، جنگنده جنرال داینامیکس اف-۱۱۱ بود (یک جنگنده دو سرنشینه و دو موتوره شگفت انگیز و ‘های تک’ که در آینده تبدیل به بمب افکن دوربرد موفقی در خدمت نیروی هوایی آمریکا شد).

اف-۱۱۱ نسخه نیروی هوایی

اما به عنوان یک جنگنده نیروی دریایی، اف-۱۱۱ یک فاجعه بود. پیچیده، ضعیف و با نگهداری دشوار. اف-۱۱۱بی نسخه نیروی دریایی (که جنرال داینامیکس آن را با همکاری شرکت متخصص در ساخت هواپیماهای ناو نشین، گرومن (Grumman) ساخت) در عین حال یک  وسیله حادثه ساز بود. از هفت فروند نسخه اولیه F-111B که این کنسرسیوم از سال ۱۹۶۴ ساخت، سه فروند سقوط کردند.

اف-۱۱۱بی(نسخه ناو نشین)

در ۱۹۶۸، وزارت دفاع کار بر روی اف-۱۱۱بی را متوقف کرد. در تلاش برای یافتن یک جایگزین، گرومن ایده ترکیب بال متغیر با موتور TF-30، رادار AWG-9 و موشک هوا به هوای دور‌برد AIM-54 برگرفته شده از طرح اف-۱۱۱بی را این بار در بدنه ای کوچکتر، سبکتر، و ساده تر را به آنها ارائه کرد.

و بالاخره، اف-۱۴… اولین پیش نمونه در رونمایی اف-۱۴ در دسامبر ۱۹۷۰ پرواز کرد. ناوگان آمریکا اولین تامکت ها را دو سال بعد دریافت کرد. گرومن در نهایت ۷۱۲ فروند اف-۱۴ ساخت.

تامکت متولد می‌شود!

درسال ۱۹۷۴، شاه ۸۰ فروند از این جنگنده به همراه قطعات یدکی و ۲۸۴ تیر موشک فینیکس(AIM-54 Phoenix) را با هزینه دو میلیارد دلار سفارش داد. ۷۹ فروند از تامکت ها تا پیش از وقوع انقلاب اسلامی تحویل شدند. نیروی دریایی آمریکا نهایتا هشتادمین هواپیما را در اسکادران های تست خود به خدمت گرفت.

وزارت امور خارجه آمریکا که ناظر بر فرآیند تحویل اف-۱۴ [به ایران] بود، بیشتر فرآیند انتقال را به نیروی هوایی محول کرد، اما اف-۱۴ یک هواپیمای نیروی دریایی بود و تنها خلبانانی از نیروی دریایی آمریکا صلاحیت پرواز با این هواپیماها را داشتند. نیروی دریایی تعدادی از خدمه پروازی تامکت را به نیروی هوایی سپرد، البته بعد از ۶ ماه چک های امنیتی و به وجود آمدن بعضی تضاد های فرهنگی[به دلیل تفاوت در محل خدمت خلبانان نیروی دریایی و نیروی هوایی، نوع رفتار، محاورات و لغات رایج و حتی اصطلاحات موجود در کتاب های آموزشی و فنی این دو نیرو با یکدیگر تفاوت های زیادی دارد]

خلبانان نیروی دریایی تامکت های نوساز را از کارخانه گرومن در لانگ آیلند نیویورک بلند کردند و در هربار با دسته های سه فروندی از آنها به ایران پرواز کردند.

خلبانان کمی درطول زندگی خود فرصت داشته اند هواپیمایی را به پرواز در آورند که دقیقا ‘بوی’ یک ماشین نو را می دهد و هنوز بر روی پشتی صندلی پرتاب شونده اش سلفون دارد.

یک خلبان اف-۱۴ این را چندسال پیش نوشت و ادامه می‌دهد:

خب! من این حس شگفت انگیز را تجربه کرده ام.

Iranian F-14

اف-۱۴ ایرانی با نشان ارتش آمریکا

با وجود اینکه اف-۱۴ من ‘صفر کیلومتر’ بود، رنگ آمیزی استتار خاص ایران بر روی آن بود و همزمان علامت ها و نشان نیروی هوایی آمریکا را هم بر روی خود داشت. آن طور که من بعد‌ها فهمیدم، این نشانه ها هنگام رسیدن به ایران با سرعت و دقت بسیار برداشته میشدند[و با نشان نیروی هوایی ایران جایگزین می شدند]. علائم نیروی هوایی آمریکا به آسانی با یک محلول خاص پاک شدند و سپس نشان نیروی هوای ایران آشکار‌شد.

F-14 Spain

اف-۱۴ های ایرانی در پایگاه زاراگوزا-اسپانیا

سفر به ایران دو بخش داشت. ابتدا پرواز از لانگ آیلند به تروجان، اسپانیا. سپس حرکت از اسپانیا به سمت ایران. با حضور دائم هواپیماهای سوخت‌رسان KC-135 در کنار اف-۱۴ ها. این کاری پیچیده بود و برای خلبانان مسئولیتی دشوار.

 باید برای نزدیک به هفت ساعت پرواز، با باک پر می بودیم و در بعضی موارد اضطرار باید به یک پایگاه اضطراری تغییر مسیر می‌دادیم.

نوشته یکی از خلبانان این انتقال

 این یعنی برای هر یک از دو بخش پرواز حداقل به شش بار سوختگیری هوایی نیاز بود، آنهم به دلیل شرایط متغیر آب و هوایی و مشکل KC-135، تطبیق دادن شلنگ سوخترسانی آن با یک هواپیمای نیروی دریایی بود.

هواپیماهای نیروی هوایی در آسمان با استفاده از یک لوله بازشونده از تانکر که به داخل بدنه هواپیمای سوختگیری کننده می‌رود، سوختگیری می‌کنند. در این شکل از سوختگیری خدمه تانکر بیشتر کار را انجام می دهند. اما هواپیماهای نیروی دریایی روی خودشان یک میله دارند و سوختگیری را با وارد کردن لوله درون یک سبد(چیزی شبیه به توپ بدمینتون) که از غلاف های زیر بال تانکر آویزان است انجام می‌دهند. در این حالت خلبان هواپیمای درحال سوختگیری بیشتر کار را انجام می‌دهد.

سوختگیری هوایی با استفاده از میله(Probe) – این روش در نیروی هوایی رایج است و سرعت بیشتری دارد.

 

سوختگیری هوایی با استفاده از شلنگ و سبد(Basket)

برای سازگار کردن هواپیماهای سوخترسان با اف-۱۴ ها، نیروی هوایی به طور ناشیانه ای یک سبد(بسکت) را بر روی میله ها(probe) سوار کرد. وسیله سرهم شده در هوا به تکان های شدیدی میل می‌کرد که کانوپی تامکت ها را در هر سوختگیری تهدید به شکستن می کرد.

پر نگه داشتن باک سوخت تنها نگرانی خلبانان نبود.

 گاهی اوقات برای مردم سوال است-و این البته مسئله ایست- که شما چگونه خودتان را تخلیه می‌کنید درحالی که به صندلی پرتاب شونده خود چسبیده اید و برای هفت ساعت بی حرکت هستید؟

نوشته یک خلبان

نیروی دریایی به خلبانان پوشک هایی داد، اما بعضی ها از پوشیدن آنها منصرف شدند.

من شخصا برای هفت ساعت نگهش داشتم… من برای آن نقشه ای داشتم و آن هم این بود که خودم را برای آب نخوردن و تشنگی آماده کنم.  هی! من یک خلبان جنگنده هستم!

او ادامه می‌دهد:

 به هرحال‌، در زمان رسیدن به تروجان، من به سختی توانستم به کلنلی که برای خوش آمد گویی آمده بود، احترام نظامی کنم.زیر فشار، با بی‌قراری به نزدیکترین علفزار رفتم تا خودم رو خالی کنم.

زمانی که نیروی هوایی آمریکا و نیروی دریایی با همکاری یکدیگر اف-۱۴ ها را به ایران تحویل می‌دادند، وزارت امور خارجه در حال آماده سازی برای آموزش تامکت و سامانه های پیچیده اش به خلبانان ایرانی و تکنسین های نگهداری بود. بعضی از ایرانیان در ایالات متحده آموزش دیدند و بعضی دیگر آموزش را از پیمان کار های آمریکایی در ایران دیدند.

پایان قسمت اول
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *